المباحث النحويه شرح سيوطى - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٥١٠ - فصل مبحث مناداى مضاف به ياء متكلم و احكام آن و حكم مضاف به مضاف بياء متكلم
ترجمه و شرح
فصل مبحث مناداى مضاف به ياء متكلّم و احكام آن و حكم مضاف به مضاف بياء متكلّم
مصنّف گويد:
قرار بده مناداى صحيح را در صورتى كه بياء اضافه شود همچون عبدِ، عبدي، عبدَ، عبدا، عبديا.
شارح گويد:
مقصود آنست كه هراسم صحيحى كه بياء متكلّم اضافه شده و منادى قرار بگيرد مانند: يا غلامى و يا ظبيبى در آن پنج وجه جايز است باين شرح:
١- آنكه ياء را حذف كرده و كسره را باقى گذارده تا دلالت برياء محذوفه نمايد و اين بهترين وجوه پنجگانه است مانند: يا غلام و يا عبدى.
٢- آنكه ياء را بطور ساكن باقى بگذارى مانند: يا غلامى و يا عبدى
و اين بهترين وجوه پنجگانه است بعد از اوّل.
٣- آنكه كسره ما قبل ياء را به فتحه بدل كرده و سپس ياء را بالف و پس از آن الف را حذف كنى مانند: يا غلام و يا عبد.
٤- و بهتر از آن اينست كه الف را حذف نكرده بلكه بگوئى، يا غلاما و يا عبدا.
٥- و بهتر از آن اينست كه ياء را مفتوحا آورده و بگوئى: يا غلامى و يا عبدى.
مصنّف در شرح كافيه وجه ششمى را ذكر كرده و آن اينست كه از اضافه منادى به ياء در لفظ تنها به نيّت آن اكتفاء كرده و منادى را مضموم بياوريم همان طورى كه مفرد معرفه و نكره مقصوده را مضموم قرار مىدهند و از همين باب است آيه شريفه:
ربّ السّجن احبّ الىّ ( پروردگارا زندان نزد من بهتر است).
شاهد در « ربّ » است كه در نيّت: يا ربّى بوده و چون در لفظ « ربّ » را به « ياء » اضافه نكردهايم بلكه آنرا مفرد از اضافه قرار دادهايم لذا مبنى برضمّ خوانده شده است.
مصنّف گويد:
فتحه و كسره و حذف ياء در مثل « يا ابن امّ» و « يا ابن عمّى» جارى مىباشد.
شارح گويد:
مقصود اينست كه هريك از فتح و كسر و حذف ياء كه در مناداى مضاف بياء متكلّم جايز بود عينا در منادائى كه به مضاف بياء متكلّم اضافه شده جارى مىباشد